السيد الخميني
360
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
نمىتوانستند بشكنند ، با زانو مىشكستند آن نان را و با آب تناول مىكردند . اين حكومت اسلام بود . مىفرمود كه - به طورى كه نقل شده است - من مىترسم كه در يكى از حوالى مملكت من يكوقت يك گرسنهاى باشد ، يكوقت باشد كه گرسنه در كار باشد ، چطور من بخوابم « سير » ، و رعيت من يك نفرشان - و لو در بعض از ارجاى « 1 » مملكت - اينها گرسنه باشند . بالاترين مصيبتى كه بر اسلام وارد شد ، همين مصيبت سلب حكومت از حضرت امير - سلام اللَّه عليه - بود ؛ و عزاى او از عزاى كربلا بالاتر . مصيبت وارده بر امير المؤمنين و بر اسلام بالاتر است از آن مصيبتى كه بر سيد الشهداء - سلام اللَّه عليه - وارد شد . اعظمِ مصيبتها اين مصيبت است كه نگذاشتند مردم بفهمند اسلام يعنى چه . اسلام حالا هم به حال ابهام دارد زندگى مىكند . الآن هم مبهم است . الآن هم نمىدانند مردم كه معنى اسلام چيست ، حكومت اسلامى چيست ، اسلام چه مىخواسته بكند ، چه برنامهاى اسلام داشته است در حكومتش . اين پنج سال حكومت ، يا پنج - شش سال حكومت حضرت امير ، اين با همهء گرفتاريهايى كه بوده است و با همهء زحمتهايى كه از براى حضرت امير فراهم شد ، سلبش عزاى بزرگ است . و همين [ دورهء ] پنج ساله و شش ساله ، مسلمين تا به آخر بايد برايش جشن بگيرند ؛ جشن براى عدالت ، جشن براى بسط عدالت ، جشن براى حكومتى كه اگر چنانچه در يك طرف از مملكتش ، در يك جاى از مملكتش ، براى يك معاهد « 2 » - يك زن معاهد - يك زحمت پيش بيايد ، يك خلخال از پاى او درآورند ، حضرت ، اين حاكم ، اين رئيس ملت ، آرزوى مرگ بكند ، كه مرگ براى من - مثلًا - بالاتر از اين است كه در مملكت من يك نفر زنى كه معاهد هست خلخال را از پايش درآورند . اين حكومتْ حكومتى است كه در رفتنش مردم بايد به عزا و سوگوارى بنشينند ؛ و براى
--> ( 1 ) - جمع رجاء ؛ اطراف . ( 2 ) - هم پيمان . مقصود « ذمّى » و آن كسى است كه با مسلمانان پيمانى بسته است تا در پناه حكومت اسلامى باشد . اشارهء امام به ماجراى حملهء عوامل معاويه در زمان حكومت على ( ع ) به شهر « انبار » است . كه در آن يكى از سربازان معاويه خلخال زنى ذمّى را از پايش در آورد .